غم روی غم…
در صدمین روز در گذشت مادر بزرگ ، پدر بزرگ هم رفت…
و من باورم شد که پدر بزرگ چقدر عاشق بود…
و عاشق تمامی فاصله ها را برای رسیدن به معشوق می پیماید حتی فاصله دو جهان را….
موضوعات: دستهبندی نشده | تاریخ: ۲۳ بهمن ۸۸ | نظرات »
در صدمین روز در گذشت مادر بزرگ ، پدر بزرگ هم رفت…
و من باورم شد که پدر بزرگ چقدر عاشق بود…
و عاشق تمامی فاصله ها را برای رسیدن به معشوق می پیماید حتی فاصله دو جهان را….
موضوعات: دستهبندی نشده | تاریخ: ۲۳ بهمن ۸۸ | نظرات »

امروز صبح یکی از دوستان عزیزم شدیدآ از دست من شاکی بود که چرا من اون دسته از تجهیزات عکاسیم رو که دچار اشکال می شوند رو بجای سپردن به دست تعمیرکار و استفاده دوباره ،با قیمتی در حد یک سوم قیمت اصلی میفروشم و اون وسیله رو دوباره تهیه می کنم.ایشون این کار رو به اخلاق های سرمایه داری وحضور بیش از حد پول در جیب اینجانب مربوط می دونست، غافل از اینکه …
ایشون اونقدر به بنده گیر دادن تا مجبور شدم علت این کار رو براشون توضیح بدم که بعد از ارائه این توضیحات نه تنهاایشون با بنده هم عقیده شدند و این کار رو تایید کردن بلکه از بنده خواستند تا این داستان رو برای دوستان دیگر هم تعریف کنم که شاید اونها دچار بلایی که سر من آمد نشوند.من هم جایی رو مناسب تر از اینجا ندیدم و اما داستان :
حدود یک سال پیش لنز ۵۰۰-۵۰ سیگمای بنده قسمت زومش تا حدودی سفت شده بود و به حالت نرم کار نمی کرد من هم که آدم حساسی بودم خواستم این لنز رو به یک تعمیرکار نشون بدم تا با روغن کاری ! یا هرچیزی شبیه اون این رینگ زوم کمی نرم تر بشه.من با شناختی که از آقای قاسمی و تعمیرگاه مرکزی دوربین داشتم یک روز که برای انجام کاری به تهران رفته بودم لنز رو هم با خودم بردم و به ایشون نشون دادم و ایشون گفتند که مشکل خاصی نیست و به راحتی قابل حله و از من خواستند که دوربین روب ه آقای آ.ع که مسئول تعمیر لنز بودند نشون بدم که من با توجه به اینکه ایشون لنز۷۰-۲۰۰ یکی از دوستان رو ۴ ماه طول کشیده بود تا تحویل بدهند، مخالفت کردم اما آقای قاسمی به من اطمینان دادند که در کمترین زمان ممکن لنز رو برای من حاضر کنند ،بعد از این صحبتها ایشون آقای آ.ع رو به اتاقشون دعوت کردند و از ایشون خواستند که لنز من رو سریعاً آماده کنند و ایشون هم این قول رو دادند. آقای آ.ع لنز رو مورد بازرسی اولیه قراردادند و گفتند که یکی از بوشهاش احتمالاً ساییده شده و باید عوض بشه و مدت این کار رو ۳ روز و با هزینه حدود ۱۰۰ هزار تومان به بنده اعلام کردند.من فیش رو از تعمیرگاه گرفتم و با ایشون و آقای قاسمی خداحافظی کردم و برگشتم به شهرستان.
تا اینجای کار مشکلی نبود اما…
چهار روز بعد یعنی در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۷ من با تعمیرگاه مرکزی تماس گرفتم و با آقای آ.ع صحبت کردم ایشون به من گفتند که لنز رو باز کردند و مشکل همونی بوده که قبلاً اعلام کرده بودن و هزینه نیز همان است قطعه مورد نظر روی میز ایشون حاضر است اما ایشون فعلاً فرصت نکردند تا قطعه رو عوض کنند و تا ۲ روز دیگر این کار را خواهند کرد و لنز رو برای من خواهند فرستاد.
من ۲ روز بعد با ایشون تماس گرفتم و ایشون گفتند که در حال جا انداختن قطعه روی لنز بنده هستند و وعده هفته بعد رو دادند.و من هم با کلی ناراحتی قبول کردم .و همینطور تا ۲ هفته گذشت و در هفته سوم که با ایشون تماس گرفتم اتفاق جدیدی افتاد اون هم این بود که این قطعه موجود نیست (ایشون چند هفته پیش داشتند این قطعه رو می بستند اما الان موجود نبود)و ۲ هفته تا رسیدنش به ایران طول خواهد کشید.
و من هم با دلخوری فراوان این حرف رو قبول کردم.و اما ۲ هفته بعد که با ایشون تماس گرفتم کم مونده بود شاخ در بیارم چرا که ایشون گفتند چند تا از بوشهای لنز شکستند و باید عوض بشوند نه یکی.که هزینه آن حدود ۳۰۰ هزار تومان خواهد بود من بیچاره هم قبول کردم.و ایشون قول دادند تا هفته بعد این لنز رو برای من آماده کنند(ایشون بعد از یک ماه و نیم متوجه شده بودن که یکی از بوشها ساییده نشده بلکه چند تاشون شکسته!!!!!)
اما هفته بعد.. هفته بعد ایشون اعلام کردند که این قطعات موجود نیست و ۱۰ روز طول میکشد تا برسد به ایران.و ایشون به محض رسیدن این قطعات لنز رو برای من تعمیر خواهند کردو این هفته ها گذشت و گذشت و ایشون بارها در حال بستن قطعه و تست لنز بودند یا هفته بعد اصلاً قطعه موجود نبود و اینطور تا اسفند ماه طی شد و ایشون در آخر گفتند که لنز قابل تعمیر نیست و من قبول کردم و گفتم لنز رو به همونت حالت اولیه ببندند و من با سفت بودن زوم کنار خواهم اومد و ایشون قبول کردند اما یک هفته بعد که تماس گرفتم ایشون کلاً منکر شدند و گفتند که این لنز دیگه بسته نمیشه و میتوانند محتویاتش رو داخل یک نایلون تحویل من بدهند. و گفتند که این لنز رو به صورت اوراقی میتوانند به قیمت ۱۰۰ هزار تومان بردارندو از قطعاتش استفاده کنند.
ومن هم با اسرار های ایشان و اعتمادی که به تعمیرگاه مرکزی داشتم قبول کردم و در آخر ایشون به خاطر اینکه بنده بدون لنز نمونم لنز دست دوم یکی از دوستانشون رو(۷۰-۲۰۰) به قیمت۸۰۰ هزار تومان برای من خریدند و با کسر قیمت لنز حدود ۷۰۰هزار تومان از بنده گرفتند ودر اواخر اسفند ماه لنز ۷۰-۲۰۰ رو به من دادند.
من لنز ۱ ملیون تومانی رو که تنها یک سال بود خریده بودم خیلی راحت به قیمت ۱۰۰ هزار تومان از دست دادم و در اون اوضاع تا ی۷ ماه بدون تله بلند موندم که مهمترین لنز برای کار من بود و کلی مشکلات و هزینه بر دوش من که یک دانشجو ساده بودم اومد به علاوه قبض تلفن نجومی برای تماسها با تعمیرگاه مرکزی دوربین در اون ۴ ماه و … .این مشکلات فقط و فقط به خاطر اعتمادی که به این تعمیرگاه کردم سر من اومد.
حالا بگذریم از مشکلاتی که این لنز ۷۰-۲۰۰ در فوکوس داشت و که مجبورم کرد ۱۰۰ تومان زیر قیمت خرید بفروشمش . درحالی که آقای آ.ع سلامت لنز رو تایید و اون را تا یک سال تحت گارانتی شخص خودش قرار داده بود. ..
لازم به ذکر است که در مدت این ۴ ماه هربار من خواستم با آقای قاسمی صحبت کنم یا منشی وصل نکردند و گفتند که تعمیرات لنز مربوط به آقای آ.ع هست و یا گفتند ایشون در سفر خارج هستند(بیشتر هنگ کنک)
تا به امروز این ها رو جایی نگفته بودم زیرا هنوز هم اعتمادم رو نسبت به خود آقای قاسمی به طور کامل ار دست ندادم شاید، یعنی امیدوارم که ایشون خبر نداشتند از این بلاهایی که سر من اومد.
اگر شما هم بودید باز به تعمیر کارها اعتماد می کردید یا نه؟؟؟؟؟؟؟.
پی نوشت : عکس بالا از قبض همان لنز هست که هنوز هم نگهش داشتم.
موضوعات: دستهبندی نشده | تاریخ: ۲۵ دی ۸۸ | نظرات »
بالاخره بعداز چند سال انتظار اولین مجمع عمومی انجمن عکاسان ایران پنجشنبه گذشته در فرهنگستان هنر با حضور تعداد زیادی از عکاسان از نقاط مختلف ایران تشکیل شد.
روز خوبی بود مخصوصاً اجرای بسیار خوب دکتر عالمی که واقعاً خستگی راه رو از تنمون بیرون کرد و طولانی شدن جلسه رو برامون قابل تحمل .

همچنین از دیدن اساتید عزیزی مثل استاد عباسی ، ساسان توکلی , اوشن ذاکاریان خیلی خیلی خوشحال شدم. و فرصتی دست داد تا با دوستان عزیزیم مهیار سیاسی ،بهزاد فراهانچی ،امیرحسین مددی و فرید ثانی دیداری داشته باشم و از مصاحبت این عزیزان نهایت لذت رو ببرم.اونقدر خسته بودم که حال عکاسی نداشتم اما دلم نیومد چند تا عکس یادگاری نگیرم.امیدوارم امید هایی که به این انجمن بسته ایم تبدیل به یأس نشود و این انجمن محلی باشد برای حمایت از عکاسان این کشور که همیشه حقوقشان ضایع شده و در حاشیه قرار گرفته اند.من به شخصه به آینده انجمن مخصوصاً با ترکیب هیأت مدیره ای که انتخاب شد خیلی امیدوارم تا خدا چه بخواهد و چه اتفاقی بیفتد.

اما یکی از نکاتی که در این جلسه به چشم می خورد و واقعاً جای تاسف داره ،حفظ نکردن حرمت اساتید از سوی بعضی از جوانترها بود. مخصوصاً برخورد تند برخی از این دوستان با استاد عزیزی مثل دکتر عالمی در هنگام نظرخواهی برای تعیین حق عضویت و سایر مسائل مربوط به این موضوع که همچنان تا آخر برنامه ادامه داشت ، واقعاً ناراحتم کرد.امیدوارم نسل جوان عکاسی امروز که من خودم را کوچکترین عضوش میدانم حرمت بزرگان این عرصه رو نگاه دارد و قدر این اساتید را بداند و با کمک این عزیزان مسیر درست را در این راه پیدا کند.به امید آن روز….

موضوعات: دل نوشته ها | تاریخ: ۲ دی ۸۸ | ۱ نظر »
باور اینکه چهل روز بدون مادر بزرگ سپری شد سخته اما واقعیت داره و بد تر از اون اینه که همچنان نبودش خیلی آزار دهنده است و این عدم حضور واقعیت تلخیه که تا آخر عمر با ما خواهد بود.
حال روحیم عالی نیست اما از روزهای قبل بهتره. فقط این چند روز گذشته دارم به یک چیز فکر میکنم اون هم اینه که این زمانی رو که برای درس و کار و … صرف میکنیم بهتر نبود با عزیزانمون میگذروندیم یا به عبارتی به جای فکر کردن به نمره الف توی درسها و در آمد بالا در کار یا گرفتن فلان جایزه در فلان همایش به نمره قبولی و درآمد کافی و نداشتن اون جایزه راضی می شدیم و بیشتر به فکر شاد کردن اطرافیانمون می بودیم امیدوارم بعد از این این حرف ها یادم باشه و تویه دالانهای تاریک ذهنم بایگانی نشه تا شاید کمی بهتر زندگی کنم لااقل از نظر خودم.
با همه رنجهای عالم سوز ما در این ورطه زنده ایم هنوز
کاش کام زمانه شیرین بود حال تاریخ بهتر از این بود
موضوعات: دل نوشته ها | تاریخ: ۲۳ آذر ۸۸ | نظرات »
بدترین اتفاقی که میتونست بیفته افتاد… مادربزرگ رفت….
موضوعات: دل نوشته ها | تاریخ: ۱۵ آبان ۸۸ | نظرات »